شعر غم . ﻣﯿﺎﻥ ﺟﻤﻊ ﻫﻢ ﭘﯿﻤﺎﻥ ﻓﻘﻂ ﻏﻢ ﻣﺮﺩ ﻣﯿﺪﺍﻥ ﺍﺳﺖ

ﻣﮑﻦ ﻣﻨﻌﻢ ﺯﻏﻢ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﮐﻪ ﻏﻢ ﺑﺎﻣﻦ ﻭﻓﺎﺩﺍﺭﺩ

 ﺩﻟﻢ ﺍﺯﺟﻤﻠﻪ ﻫﻤﺮﺍﻫﺎﻥ ﻏﻤﯽ ﺑﯽ ﺍﻧﺘﻬﺎ ﺩﺍﺭﺩ

ﻓﻘﻂ ﻏﻢ ﺑﺎﺷﺪﻡ ﻣﻮﻧﺲ ﺍﮔﺮﺗﻨﻬﺎ ﻭﺩﻟﮕﯿﺮﻡ

ﻣﻦ ﺍﺯ ﺑﺨﺘﻢ ﻧﻤﯿﻨﺎﻟﻢ ﺑﻮﺩ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺗﻘﺪﯾﺮﻡ

ﺩﺭﻭﻥ ﮐﻠﺒﻪ ﺳﺮﺩﻡ ﻏﻤﯽ ﻧﺎﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﻣﻬﻤﺎﻥ ﺍﺳﺖ

ﻣﯿﺎﻥ ﺟﻤﻊ ﻫﻢ ﭘﯿﻤﺎﻥ ﻓﻘﻂ ﻏﻢ ﻣﺮﺩ ﻣﯿﺪﺍﻥ ﺍﺳﺖ

ﻫﻤﻪ ﺩﺭﻭﻗﺖ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﻣﺮﺍﺗﻨﻬﺎ ﺭﻫﺎ ﮐﺮﺩﻧﺪ

ﺯﻣﯿﻦ ﺧﻮﺭﺩﻡ ﺍﮔﺮ ﺭﻭﺯﯼ ﺑﺤﺎﻟﻢ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎ ﮐﺮﺩﻧﺪ

ﺩﺭﻭﻥ ﺍﺗﺶ ﺍﻓﺘﺎﺩﻡ ﺩﺭﯾﻎ ﺍﺯ ﻗﻄﺮﻩ ﺍﯼ ﺑﺎﺭﺍﻥ

ﺷﮑﺴﺘﻢ ﺩﺭﺩﺭﻭﻥ ﺧﻮﯾﺶ ﻧﺪﯾﺪﻡ ﺩﺳﺘﯽ ﺍﺯﯾﺎﺭﺍﻥ

ﭼﻮ ﺩﻝ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﻪ ﺩﻟﺪﺍﺭﯼ ﺩﻟﻢ ﺭﺍﺑﺎﺟﻔﺎ ﺑﺸﮑﺴﺖ

ﭼﻮﭘﯿﻮﺳﺘﻢ ﺑﻪ ﮐﺲ ﺑﺎﻣﻬﺮ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺯﺧﻤﯽ ﺯﺩ ﻭ ﺑﮕﺴﺴﺖ

ﻣﻨﯽ ﮐﺰﺟﻤﻠﻪ ﺩﻟﮕﯿﺮﻡ ﭼﺮﺍ ﺩﺭﻏﻢ ﻧﯿﺎﻣﯿﺰﻡ

ﺷﻮﻡ ﻫﻤﺨﺎﻧﻪ ﺑﺎﻏﻤﻬﺎ ﮐﺠﺎ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﻪ ﺑﮕﺮﯾﺰﻡ

ﺩﺭﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻭﺍﻧﻔﺴﺎ ﻏﺮﯾﺒﻢ ﺑﯿﻦ ﻫﻢ ﮐﯿﺸﺎﻥ

ﻧﺪﯾﺪﻡ ﯾﮑﺪﻟﯽ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﻪ ﺍﺯ ﯾﺎﺭﺍﻥ ﻧﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﯾﺸﺎﻥ

ﺧﺪﺍﺭﺍ ﺷﮑﺮ ﺑﮕﺬﺍﺭﻡ ﮐﻪ ﻏﻢ ﺭﺍ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﺭﺯﺍﻧﯽ

ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ



سلیم حمادی

شعر رباعی دوبیتی /

وقتی چـــــو توئی أنیـس و همدم دارم

دیگر چه مـــن از لطف خدا کم دارم؟

پیشـم تو بمان که بی تو من می میرم

تنهـــــا بــه تـــــو من نیــاز مبرم دارم

****************************

ای کاش به جای درد درمان سازیم 

بیرون و درون همیشه یکسان سازیم 

ای کاش که روز مرد و زن جمع کنیم 

یک روز به نام روز انسان سازیم 

داوود انوری

************************

شعر رباعی دوبیتی معاصر/طوفان مهیب دیگری در راه است

یک فوج پرنده آسمان می خواهد

صدباغ ستاره کهکشان می خواهد

فریاد هزار نسل در نای من است؛

این خسته ی جان به لب امان می خواهد!

***********************************

تو از من و من از او فراری هستیم

صیاد همیم و خود ، شکاری هستیم!

ابلیس به چون من و تویی سجده نکرد؛

ما خود زدگان از چه تباری هستیم؟؟!!

*************************

 

دستان پلید ناکسان در کارست

سرهای بلند عاشقان بر دارست

انگار خدا هم از زمین کوچیده ؛

ابلیس درین میانه میدان دارست!

******************************

در وسوسه های نو گرفتار شدیم

 

محراب رها کرده به بازار شدیم ؛

شمشیر شدیم جمله بر فرق "علیِ"

از چاله ی شک، به چاه انکار شدیم!

*********************************

دوشینه مسیح، مرده را جان می داد

از عشق پیاله ای به یاران می داد

سررشته ی زلف دوست در دستانش

او آب حیات را به "انسان "می داد!

*************************

موسای دلم به طور عشق آمده است

در وادی امن، شور عشق آمده است

هان سامری کوردل ای عقل، خموش!

برخیز و برو که نور عشق آمده است

*************************

با شر شر تو حال و هوایی داریم

احساس لطیف جویباری داریم

هر قطره ی تو تلاوت" الرحمن"

زیباست که "حس کنم" خدایی داریم!

******************************

بر جای تمام رودها مردابی

فریاد عطش، نفس نفس بی تابی

دیریست مسیر آسمان خشکیده

باران تو مگر قبیله را دریابی!

*****************************

چون آینه های کهنه پرزنگاریم

بی چون و چرا دست تو را کم داریم

ای شان نزول آیه هایت همه لطف؛

باران به طراوتت قسم بیماریم

***************************

دستی که به برزخ پریشان حالیست

از حس لطیف با تو بودن خالیست

این منحنی عجیب بر لب هایم،

لبخند که نه...تبسمی پوشالیست!

******************

از بام و در فلک جفا می ریزد

انسان زخود و خدا ازو بگریزد

موسی و مسیح و مصطفی گریانند؛

ای کاش پیمبری ز نو برخیزد!

**************************

ای کاش دمی پدر تامل می کرد

در خوردن آن سیب تعلل می کرد

قربانی بغض و کینه ی شیطان شد؛

یا کاش خدا کمی تحمل می کرد!

****************************

شاید من و تو "نبیره" ی قابیلیم

 

ما گوش به زنگ صور اسرافیلیم

نسلی نگران و خسته و سر در گم

حسرت به دل" ندیده" ی هابیلیم!

******************

اینجا همه ی طناب ها پوسیده ست

سقراط حکیم شوکران نوشیده ست

هش دار نوای نی به خوابت نبرد؛

گرگی به دغل رخت شبان پوشیده ست!

*********************

ا تشنه و زخم هایمان ناسورند

بی جرم و گناه، عاشقان مهجورند

بیهوده پی شاهد و همراه مگرد

سرتاسر این کوچه اهالی کورند!

*******************

نسان عجول ناتوان، گمراه است

 

او سرکش و ناسپاس و افزون خواه است

آن ساحل امن و کشتی نوح کجاست؟

طوفان مهیب دیگری در راه است!

**********************

 

 

شعر رباعی دوبیتی / ای کاش که تو دوباره آغاز شوی

سرماي تو كشت خواهرم را اي برف!  

  خون كرد دل برادرم را اي برف!

آهسته ببار تا بيابم شايد   

 گيسوي سپيد مادرم را اي برف!

*******************************

نه کت و نه شلوار و نه کیفی داری .... دستان  دروغی و کثیفی داری

هرروز یکی به دام تو می افتد  ....  ای عشق!عجب شغل شریفی داری

**********************************

دلـــــم گــــم کـــــرده راهـــش را  وچـــشـــــمـــانــم نــگــاهـــش را

شـــبـــیـــه  آســـــمـــانـــی  کـــه شــــبــی گـــم کــرده ماهــش را 

*********************************************************

----------------

تو نامه پاره دلم را داری                      آهنگ دوباره دلم را داری

هر وقت که وقت کنی  زنگ بزن        تنها تو شماره دلم را داری

----------------

این خسته قرار بود آدم بشود       مگذار دوباره غرق در غم بشود

لعنت به من و تمام اشعارم اگر         رویای تو از رباعی ام  کم بشود

**********************************************

وقتی چـــــو توئی أنیـس و همدم دارم

دیگر چه مـــن از لطف خدا کم دارم؟

پیشـم تو بمان که بی تو من می میرم

تنهـــــا بــه تـــــو من نیــاز مبرم دارم

********************************

من پیر شـــــدم در کمـــرم قـوس افتاد

از کار دوبـــــاره باز ایـــن موس افتاد

یا بازخریـــــدم بکنیـــــد یا باز نشست

افتـاد؟ به قول حشمـــت فردوس افتاد؟

***

رفتی و نرفـــــت از دلـــم غم بیرون

از سینـــــه چو آتـش آمد آهم بیرون

ای کاش نرفتـــه بودی و نبودم تنها

می شـد برویم چون که با هم بیرون

***

تا هستی من همیشـه هستم با تو

تا رستی من همیشه رستم به تو

لا حــــــــول و لا قّوة الا بـــــالله

تا مستی من همیشـه مستم با تو

***
چشمــــم چــو به ســـــوت افتاد نگاش

دل در خم و پیچ موت افتاد، نگاش؟!

افتاد چه زود از سرش خیره سری!!!

خورشید مگر به روت افتــــــاد نگاش

***
دل داری و صـــــــد هـزار دلدار تو راست

انــــــگار خداوند فقـــــط یــــــار تو راست

هیهات کســـــی مثـــــل تـــو جــــــذاب بُوَد

من فکر کنــــم که مُهره ی مار تو راست


***

وقتی چـــــو توئی أنیـس و همدم دارم

دیگر چه مـــن از لطف خدا کم دارم؟

پیشـم تو بمان که بی تو من می میرم

تنهـــــا بــه تـــــو من نیــاز مبرم دارم

*****************************

لبخند بهانه ایست تا باز شوی

باشوق طلوع غرق آواز شوی

پایان تو خط خوردن مشق شب ماست

ایکاش که تو دوباره آغاز شوی

..................................

.چندیست که شعر نیست بر لبهایم

در خاطره ی سبز زمین تنهایم

ای عشق اگردوباره چشمک بزنی

تاقله ی کوه قاف هم می آیم

.................................

من ماندم و خاطرات سرسبز قدیم

باغ و چمن وگل وهیاهوی نسیم

ایکاش که بازهم در این تنهایی

برگردی وبا نسیم همراه شویم

.................................

آنروز که چشم من به چشمت افتاد

دین ودل و عقل و هوش من رفت به باد

در مجلس توجیه بر اندازی عشق

دیگردل من به عشق هم دست نداد

....................................

از توطئه ی بهار مدرک دارد

از گردش روزگار مدرک دارد

این مرد برای اینکه عادل باشد

به قول خودش هزار مدرک دارد

..................................

وقتی که زبان و فکر من بیکارند

مثل سگ وگربه این دو درپیکارند

اشعار سپید میفشانم وقتی

برف کلمات بر سرم میبارند

................................

http://behnam86.blogfa.com/

**************************

از بوی دلاویز علی سرمستیم

لبریز ترانه های بالا دستیم

با مستی خم همیشگی می مانیم

چون روز غدیر با علی پیوستیم

....................................

خوشحالم از اینکه اهل ترک آبادم

از دود و دم شهر شما آزادم

وقتی که کنار ده غزل می خوانم

تا گوش فلک صدا کند فریادم

.................................

وحشی تر ازانی که ترا رام کنم

دیوانه تر از آنچه که آرام کنم

ایدوست قبول کن ترا یکشب سرد

مهمان سه چار لقمه ی شام کنم

............................................

لب بر لب تو گذاشتم نور چکید

از گوشه ی گیسوانت انگور چکید

تا چنگ به زلف سیمگون تو زدم

آواز بنان و گوشه ی شور چکید

...................................

جای تو همیشه بر لب بام منست

لبخند تو مرگ نابهنگام منست

امسال اگر خدا بخواهد شب عید

در صفحه ی ازدواج تو نام منست

....................................

گفتی که سر دوراهی سرگردانم

از دار تمنای کسی آویزانم

جان پدرت نگو که عاشق نشدی

چون راز نگفته ی ترا می دانم

...................................

چندیست که سرخ چون شقایق شده ام

آشفته ی ادراک حقایق شده ام

زیبایی تو مرا به چالش انداخت

از عمد که نیست باز عاشق شده ام

http://behnam86.blogfa.com/

*****************************

یک فوج پرنده آسمان می خواهد

صدباغ ستاره کهکشان می خواهد

فریاد هزار نسل در نای من است؛

این خسته ی جان به لب امان می خواهد!

رباعی دوبیتی معاصر / با یاد علی دوباره برمی خیزی

جشن است وفراوانی نقل و شکلات  

بشقاب پر از مسقطی و آبنبات

شیرینترازاین همه همین یک جمله است 

بر حضرت مصطفی محمد صلوات

**************************

تو ماهی و از نور و صفا لبریزی

دریایی و در کام عطش می ریزی

دستان تو، هر روز اگر قطع شوند

با نام علی ( ع )، دوباره برمی خیزی

*******************************

می خواست که مشک آب بردارد که...

از خیمه، کمی عذاب بردارد که...

چون صبح، در آن ظهر به مکر آلوده

از چهره ی شب، نقاب بردارد که...!

*****************************

خوبان به خدا جان مکرر دادند

این جان نپریده، جان دیگر دادند

آنروز، سر و پا و تنت، دست شدند

دستان تو، پای عشقشان، سر دادند !

شعر رباعی دوبیتی / تنها پدر شهید می داند که

در بندم و درد میله را می فهمم
دورم زده اند، حیله را می فهمم
من، برنو زنگ خورده ای هستم که
نامردی این قبیله را می فهمم
 !

****************************

من، قصه ی زخم این حوالی هستم
سرخورده ی یک عشق خیالی هستم
هرچند که دل به باد دادم اما
دلخوش به همین سینه ی خالی هستم !
******************************
در بندم و درد میله را می فهمم

دورم زده اند، حیله را می فهمم
من، برنو زنگ خورده ای هستم که
نامردی این قبیله را می فهمم !
*************************

بر روی لبم، قصه ی سرما یخ زد
" ها "کردم اگر، در دهنم " ها " یخ زد
بر سنگ مزارم بنویسید : تگرگ
( شب بود و در انتظار فردا، یخ زد!  (

******************************

او قصه ی اجتمــــــاعی تلخی بود

آواز بم سمـــــاعی تلــــــخی بود

با حول و ولا... زندگی اش می چرخید

آری پدرم ربــــــاعی تلــــخی بود !

*****************************

 در غربت این کوه و کمــر زیسته ام

با حسرت و داغ و دردسر ،  زیسته ام

در سینه ی من ، بلوط پیری می گفت:

" من لحظه به لحظه با تبر زیسته ام ! "

 *********************************

 او قصه ی اجتمــــــاعی تلخی بود

آواز بم سمـــــاعی تلــــــخی بود

با حول و ولا... زندگی اش می چرخید

آری پدرم ربــــــاعی تلــــخی بود !

 *****************************

یک مادر ناامید ، می داند که...

چشمی که نیارمید ، می داند که...

یک کیسه به جای نوجوانی رعنا

تنها ، پدر شهید ، می داند که...

 ***********************

تو ، آن گل نازی که بنان می فهمد

یا پینه ی دست باغبان می فهمد

یک تابلوی هزار نقشی که تورا

تنها قلــم فرشـــــچیان می فهمد !

 ************************

باید که چشید طعم اخلاصت را

باید که کشید طرح احساست را

شاعر! بنویسم از تب بوشهرت

یا حس غریب بندرعباست را...؟!

**************************

 تــردید غــریب کــاروانها پیداست

دلـواپسی شگـفت جانها پیداست

هروقت که رفتن از سر ناچاری است

اندوه ســفر از چــمدانها پیداست !

******************************

 

تلخ است از احتیاج خود دل بکنی

از شاهی و تخت و تاج خود دل بکنی

مجبور شوی برای یک لقمه ی نان 

از حلقه ی ازدواج خود دل بکنی

******************************

زیر نفرین آسمان ها بودم

هرلحظه گرفتار تکان ها بودم

لبخند، تپش، عشق، سفر، تنهایی

یک عمر، اسیر ناگهان ها بودم !

*********************************

وحشی شده اید، مثل آن فیلی که...

زیر سمتان نشسته این ایلی که...

فرداست که آسمانتان، ابرهه ها

کفری شود از سنگ ابابیلی که...!

 ***************************

 عاشق که شوم، کسی جلودارم نیست

با منطق زندگی سر و کارم نیست

در آینه خیره می شوم می بینم

از " من " اثری در کت و شلوارم نیست !

********************************
هم عامل برقراری شعر منی

هم منشاء زخم کاری شعر منی

این فاعل و فعل و قید و مصدر، بازی است

" تو" واژه ی اصل کاری شعر منی !

شعر رباعی و دوبیتی معاصر/ مجهول معادلات دنیا هستی

دلبـــازترین شهر خدایی، مشهد

پر رازترین شهر خـــدایی، مشهد

از نصف جهان هم اصفهان تر هستی

شیــرازترین شهر خدایی، مشهد !

 ************************

خاموشی هر ستاره درمن پیداست

سردرگــمی هزاره در من پیداست

من قصــه ی سرخوردگی تاریخم

تنــهایی 5 قاره، در من پیداست !

 ************************

 در این شب تار و تیره ی چشمانت

مبهوتم و مات و خیره ی چشمانت

من، قصه ی یک مسافر گم شده ام

در گوشه ای از جزیره ی چشمانت !

***************************

غریبانه ای برای شهدای تفحص

 در غــربت این زمــانه، آغـوشی بود

بر زخم و شکست و درد، سر پوشی بود

یک عمـــر اگر شهــید بردوش آورد

امروز خودش، شهیـــد بر دوشی بود !

 ***************************

 من قصه ی مرد خسته ای هستم که...

پیشانی زخم بسته ای هستم که...

درد است که در خاطره هایم جاری است

من پنجره ی شکسته ای هستم که...!

 *************************

 من، جـــدول حل نکرده ی تاریـخم

یک طفـــل بغل نکرده ی تاریــخم

جغــرافی روح من، چپاول شده است

من، بمــب عمــل نکرده ی تاریخم !

 ************************

با من، چقدر رفیق هستی ای عشق

در آمدنت، دقیق هستی ای عشق

یک سینه، هوای تازه با خود داری

تو، یک نفس عمیق هستی ای عشق !

 ******************************

 با اینکه فقط به عشق، راغـــب هستی

یک برده ی بی اجر و مواجب، هستی

هرجا که سپردمت، شکســتی ای دل

مال بد بیــخ ریـــش صاحب هستی !

 *******************************

 در غربت صبحگاهی چشمانت

دل مانده سر دو راهی چشمانت

ای کاش که من حباب ریزی بودم

در تنگ بلور ماهی چشمانت !

 ***************************

 چرخیدم و هی سراب دریا، دیدم

خود را در پیچ و تاب دریا، دیدم

من ماهی تنگ کوچکی هستم که

یک عمر تمام، خواب دریا دیدم !

**************************

به کبوتران سرزمینم

 هر لحظه، هوای بی بی قم می کرد

هی شاه چراغ را تبسم می کرد

او کفتر دشت بود و پروازش را

نذر حرم امام هشتم می کرد !

 ****************************

 انگـار که همــــزاد مسافر هایم

هر کس که رسید، رد شد از دنیایم

بر سینه ی من، رد لگدها مانده است

من جـاده ی خاکـی پر از جا پایم !

 ****************************

  این عشق، عجب حال و هوایی دارد

با یاد تو، درد هم صفایی دارد

در رفتن تو اگر چه برگشت نبود

در سینه، غمت برو بیایی دارد !

 ***************************

 در کوچه ی دنج مسجد چشمانت

با مردم پاک و عابد چشمانت

چشمان من از اشک وضو ساخته اند

تا اینکه شوند وارد چشمانت !

 ***************************

 غریبانه ای برای شهدا

 در مکتب عاشقی، سر از ما هستند

رفتند ولی با خبر از ما هستند

با مرگ، حیات جاودان یافته اند

مردند؟!... بسا زنده تر از ما هستند !

 *******************************

 از بس که اسیر رنج و وحشت شده ام

در بخت بد خودم، حکایت شده ام

من، قصه ی گنجشکک مفتی هستم

قربانی رقص سنــگ مفتت شده ام !

 *******************************

ای راز شگفت هر حماسه، ای عشق

در حس غریب دل خلاصه، ای عشق

مجهـــول معــادلات دنیا هستی

ای کاسه‏ ی زیر نیم کاسه، ای عشق !

شعر دوبیتی رباعی معاصر نسل جوان /این فاعل و فعل وقید و مصدر بازیست

شب ها که در آغوش خدا مهمانی

یا بین ستاره های من پنهانی

یادی بکن از دلی که تنها مانده

ای غم به تو وابسته شدم ...  می دانی؟

*******************************

مثل جسدی که در کفن می رقصد

یا خون که به مهمانی تن می رقصد

بعد از دو سه ماه بی قراری امشب

با دیدن عشق ، قلب من می رقصد....

http://ghatreyevahm.blogfa.com/

**************************

اینبار فقط بدون من بازی کن

یا پیش دو چشم عشق طنازی کن

امشب که به کوی من میایی لطفا

سیلی نزن ای درد مرا نازی کن

 

http://ghatreyevahm.blogfa.com/

*****************************


چون نيست ز هرچه هست جز باد به دست
چون هست ز هرچه نيست نقصان و شكست


انگار كه هرچه هست در عالم نيست
پندار كه هرچه نيست در عالم هست


شيخ ابوسعيد ابوالخير

***************************

میلاد عرفان پور : از نعش مریدان علی می‌ترسند

هر دم، هوس و هوای خود را دارد

 این قوم، سر فنای خود را دارد

 از نعش مریدان علی می‌ترسند

 از نام علی که جای خود را دارد!

********************************

من، جـــدول حل نکرده ی تاریـخم

یک طفـــل بغل نکرده ی تاریــخم

جغــرافی روح من، چپاول شده است

من، بمــب عمــل نکرده ی تاریخم !

*************************

در مکتب عاشقی، سر از ما هستند

رفتند ولی با خبر از ما هستند

با مرگ، حیات جاودان یافته اند

مردند؟!... بسا زنده تر از ما هستند !

*******************************

در بندم و درد میله را می فهمم
دورم زده اند، حیله را می فهمم
من، برنو زنگ خورده ای هستم که
نامردی این قبیله را می فهمم
 !

***************************

او قصه ی اجتمــــــاعی تلخی بود

آواز بم سمـــــاعی تلــــــخی بود

با حول و ولا... زندگی اش می چرخید

آری پدرم ربــــــاعی تلــــخی بود !

*************************

تــردید غــریب کــاروانها پیداست

دلـواپسی شگـفت جانها پیداست

هروقت که رفتن از سر ناچاری است

اندوه ســفر از چــمدانها پیداست !

******************************

تلخ است از احتیاج خود دل بکنی

از شاهی و تخت و تاج خود دل بکنی

مجبور شوی برای یک لقمه ی نان 

از حلقه ی ازدواج خود دل بکنی !

 **************************

زیر نفرین آسمان ها بودم

هرلحظه گرفتار تکان ها بودم

لبخند، تپش، عشق، سفر، تنهایی

یک عمر، اسیر ناگهان ها بودم !

***************************
وحشی شده اید، مثل آن فیلی که...

زیر سمتان نشسته این ایلی که...

فرداست که آسمانتان، ابرهه ها

کفری شود از سنگ ابابیلی که...!

 ***************************

 عاشق که شوم، کسی جلودارم نیست

با منطق زندگی سر و کارم نیست

در آینه خیره می شوم می بینم

از " من " اثری در کت و شلوارم نیست !

**************************

هم عامل برقراری شعر منی

هم منشاء زخم کاری شعر منی

این فاعل و فعل و قید و مصدر، بازی است

" تو" واژه ی اصل کاری شعر منی !

**********************************

شعر افسانه ی عشق است که آوازه ی من نیست

 

شاعر: علیرضا بدیع

خاتون من! آن جا که تویی مشک ختن چیست؟
جز عطر تو در این غزل تازه ی من نیست

این قصه که واگویه شده سینه به سینه
افسانه ی عشق است که آوازه ی من نیست

من ماهی ام اما به سرم شور نهنگ است
این برکه ی بی حوصله اندازه ی من نیست

شهری که منم، رو به تو آغوش گشوده است
هر رهگذری در خور دروازه ی من نیست

دفترچه ی آن شاعر یک لایه قبایم
جز خرقه ی غم بر تن شیرازه ی من نیست

دیوانه شوم یا نشوم، عشق می آید
پیدا شدن ماه به خمیازه ی من نیست

شعر با دوست پریشانم و بی دوست پریشان

شاعر: علیرضا بدیع

 

چون طفل که از خوردن داروست پریشان
با دوست پریشانم و بی دوست پریشان

ابرو به هم آورده و گیسو زده بر هم
چون ابر که بر گنبد مینوست پریشان

مجموعه ی ناچیز من آشفته ی او باد
آن کس که وجودم همه از اوست پریشان

دست و دل من بر سر این سلسله لرزید
در جنگل گیسوی تو آهوست پریشان

آرامش دریای مرا ریخته بر هم
ماهی که پری خوست...پری روست...پری شان

با حوصله ی تنگ و دل سنگ چه سازم؟
با دوست پریشانم و بی دوست پریشان

 

*********************************

زمین از دلبران خالیست؛ یا من چشم و دل سیرم؟

که میگردم ولی زلف پریشانی نمیبینم...

********************************

روز اول که سرِ زلفِ تو دیدمـ گفتم  که پریشانیِ این سلسله را آخر نیست - حافظ

******************************

از تندبادی که رفت  مویِ اشفته ای  مانده است و  دلِ پریشانی..

**********************

یا رب ڪجایی که ماپریشانیم  از سایه های خود نیز هراسانیم
بعضی درون خانه مانده ایم پنهان  بعضی عزادار عزیزانیم
... آمدو در اوج .... بحران   اما افسوس دلیلش را نمیدانیم

**************************

دوست دارم نزنی شانه و هی گیر کند
لایه موهای پریشان تو، انگشتانم...
#فرامرز_عرب_عامری

گفتم ازقصه عشقت گرهی بازکنم،
به پریشانی تو سوگند،نشد!!
#فاضل_نظری

************************

 

شعر نامرد با کوله بار دغدغه بر شانه میروی

من بُت پرست وادیِ خیر العمل شدم 
خُنیاگــری زِ بــاده ی نابِ   غزل شدم 

شد روضه خوان روضه مرا بُت گری بزرگ   
کور وُ کر وُ چُلاق خری ،خرِ خری سُترگ 

ساحل چقدر دور کرانه چقدر دور
قید زمان چقدر ؟ زمانه چقدر دور

افسونگری به قید زمان در موانع است
جادوگری به حقهء خورشید قانع است

بامن مگو که چشم تو درانجمن کجاست؟
در موج‌کوب ساحل تو جای من کجاست؟

این انتظار تلخ به جایی نمیرسد
این ناخدا به هیچ خدایی نمیرسد

تا چشم کار می کند اینجا فقط غم است
اینـجا جـهنم است ، برایم جـهــنم است

دنیای ننگ پر شده از دشنه ی ستیز
اصرار می کنم که در این عصر برنخیز

اینجـا فقط،  فراق تو را جار می زنـنـد
انــدوه وُ  اشتیاق تو را دار می زنـنـد

اینجـا مرام گردنه گیران گـنـاه  نیست
دیگر برای آمدنت حجله  گــاه  نیست

ما شاعران بی سر وُ بی دست کیستیم؟
هـرگز رفـیق راه قــیام تـــو نــیستیم

ما تاجرانه  شــعر تو را سود برده ایم
ای غایب از نظر به خدا سر سپرده ایم

طرح غروب ریخته در شیشه ی طلوع
خورشید ناپدید در انــدیشه ی شروع

در انجمِ  فراق به راهت نشسته ایم
در ماتمِ  چراغ به راهت نشسته ایم

دیگر کسی به گَردِ عبورت نمی‌رسد
این ظلمت شبانه به نورت نمی‌رسد

ما بی تو آه ! جان و جهان را نخواستیم
این شهر خالی از هیجان را نخواستیم

بــوی خیانت از در و دیوار می‌چکد
این کربلا چو قبله ء هشدار می چکد

بــا داغ معجزات  پیمبر  عبور کن 
از حقه های قوم سمتگر مرور کن 

بوی فریب میدهد اینجا سلام ها
خنجر کشیده اند  برایت امام ها

نا مرد سال‌هاست غریبانه میروی
با کوله بار دغدغه بر شانه میروی

نــا مـــرد ای بـــرادر هـــابیلیان  بیا  
از دشنه های این‌همه قابیلیان  بیا 

ای حسرت رها شده در کیسه های بیا
رویای آســـمـانـی قِدیــسه های بیا

گفتی که میرسی شـبـی از راه آسمان
با سفره‌ای عدالت و با کیسه های نان

تا کی به این امید به پایت بایستیم ؟
حـالا  گرسنه ایم بـه یــاد تو نیستیم

وا مانده ایم در تب این راه شبه ناک
سر باز کرده ازین سینه های چاک

از حسرت و حماسه به جایی نمی‌رسیم
بستیم استغاثه به جایی نمی‌رسیم

این دستها به قبضهٔ شمشیر شد نیا !
دیگر برای آمدنت دیر شد نیا !

دنیای ننگ پر شده از دشنه ی ستیز
اصرارمیکنم که دراین عصربرنخیز

شعر عشق و عاشق .  ترتیب قرن و سال و ماهش  فرق دارد

عاشق نشو! عاشق نگاهش فرق دارد
حتی نگاهِ گاه گاهش فرق دارد

عاشق نشو! عاشق شدن حال عجیبی است
بغضش تفاوت دارد، آهش فرق دارد

تلفیق دیگرخواهی است و خودنخواهی
این ماجرا خواه و نخواهش فرق دارد

وقتی وجود از عشق لبریز است یعنی
جان رهبرش ، دل پادشاهش فرق دارد

عشق است باید یا بسوزی یا بسازی
این جرم تاوان گناهش فرق دارد !

تنها مسیر این طریقت پاکبازی ست
سیر و سلوکش، خانقاهش فرق دارد

ناظر نظر ، شاهد شهید و دل دلیل است
این مدعی گویا گواهش فرق دارد

پیوسته در حال زمان بی زمانی ست
ترتیب قرن و سال و ماهش فرق دارد

تا دلبرش دل می برد جان می سپارد
یعنی تقاصِ اشتباهش فرق دارد

ره می‌سپارد با ولایت تا شهادت
آری شهادتخواه راهش فرق دارد

با یوسف دل هر کجا باشی عزیزی
این داستان زندان و چاهش فرق دارد

در عاشقی میزان علی ، معیار زهرا ست
این شان و رتبه ، عزّ و جاهش فرق دارد

اوجِ شکوهِ عشق و ایمان انقلاب است
 صبحِ ظفرمندی پگاهش فرق دارد

در سایه‌سارِ چادرِ مادرمصون باش
این پوششِ عفّت رفاهش فرق دارد

 یک آسمان دل، پیش پایش جان نثارند
بانوی خوبی‌ها سپاهش فرق دارد


محمّدجوادطهرانی‌نوبندگانی

حرف های  زخم و دلتنگی

برای شادی روحـــم کمی غــزل خوبست
دلم پر از غم و درد است، راه حل خوبست
همیشه کام مـــرا تلـخ  کــرده این   دنیا
پیاده میشوم اینجاهمین بغل،خوبست  

 **************************

مواظب باش به کی دست میدی و گرنه همه چیتو از دست میدی 

********************

 ‏‪ آدم ها چه موجودات دلگیری هستند
وقتی سوزن شان را نخ می کنی، برایت دروغ می بافند !

**********************

‏‪ *لازم نیست حتماً عالی باشی تا شروع کنی، ولی حتماً باید شروع کنی تا بتوانی عالی باشی 

***********************

‬‏: از نخل برهنه سایبانی نطلب
از مردم این زمانه یاری نطلب،
عزت به قناعت است، خاری به طمع،
با عزت خود بساز و خاری نطلب،
************************

زیاد که خوب باشی   بعدش باید  ثابت کنی که خَر نیستی

**************************

 ‏هميشه از هر آدمى به اندازه شعورش انتظار داشته باش
اينجورى كمتر عذاب ميكشى

****************************‏

هرچه قدر بیشتر بفهمی بیشتر رنج میکشی .

*********************************

قبل اینکه دهنتونو وا کنید چک کنید ببینید 
سره پیازید یا ته پیاز !

**********************
وقتی ارزش واقعی خودت رو بفهمی،دیگه!! 
 به کسی تخفیف نمیدی°

******************************

دنبال قلبت برو اما عقلتم با خودت ببر

*******************************
تنهایی زندگی کردن را یاد بگیر ، قبل از این که یادت بدهند
********************************************

با دروغ میشه خیلی چیزارو بدست آورد، ولی نمیشه نگهشون داشت.

******************************************
 مث آهنگایِ خارجی شدیم
با اینکه خیلیا گوشمون میدن
ولی کمتر کسی هس بفهمه چی میگیم...:)

***********************************
 ‏وقتى زمين ميخورى تازه ميفهمى 
چه جانورهایی دور و برت بودند

*******************************
 آدمها را؛ باید از منت هایی که وسط دعوا  سر آدم میگذارند شناخت...!

********************************
قدیما نمی‌شد به بعضیا اعتماد کرد. الان ولی زمونه‌ی خوبی شده. خیالت راحته که به هیشکی نمی‌شه اعتماد کرد.
*****************************

اگر نمی‌توانید کارهای فوق‌العاده‌ای انجام دهید، 

کارهای کوچک را بصورت فوق‌العاده انجام دهید..

*******************************
 بعضی ها  تا وقتي بهت وفادارنــد ڪه بفهمند اوضاع به نفعشــونه!

⁧******************************
اگر چشــمهاتم فــداي این آدما ڪنی ، آخرش میگـن از اولش ڪور بودی!

*****************************

قـوی باش  هیچکس حوصلہ آدم ضعیف و افسرده رو نداره!😉👌

******************************
⁧ اگر یار مرا دیدی به خلوت    بگو ای بی وفای بی مروت
غمم دادی و غمخوارم نکردی    سروکارت به فردای قیامت

****************************************
 ای دل دیدی که ماتت کرد و رفت
خنده ای بر خاطراتت کرد و رفت
من که گفتم این بهار افسردنیست
من که گفتم این پرستو رفتنیست
آه عجب کاری به دستم داد دل
هم شکست و هم شکستم داد

************************
به قلبم نشستی نگفتم چرا ، دلم را شکستی نگفتم چرا ، یکی خواب شبهای من را ربود ، چو دیدم تو هستی نگفتم چرا

***********************************
 ‬‏: به جان میجویمت جانا کجایی؟

**************************

: هیچ کس نفهمید شاید شیطان هم عاشق حوا بود که بر آدم سجده نکرد

******************************

 ‏ جنگل سوخته ایم وعده بارانت برای چیست 

***********************************
 کافیست تصورت کنم! قلم خودش عاشقانه مینویسد....

******************************

. عشق يعني: آروم آروم عقلتو از دست بدی

********************************
 اگر ‌مطمئن شدی پایت را جای درستی‌گذاشتی،‌پاش محکم بایست.

*****************************
 عشق یه طرفه مثه دویدن رو تردمیل میمونه به جایی نمیرسی

***********************
 زندگی یک اثر هنریست که به جای فکر کردن به او بهتر است که لذت ببرید!

********************************
تا خم نشوید کسی سوارتان نمی شود..!

******************************

ما رند و خراباتی و دیوانه و مستیم 

پوشیده چه گوییم همینیم که هستیم 

*****************************

 مداد سیاه بمون دادید میگید زندگیتو رنگی بکش؟؟

******************************

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌ اقای قاضی شما که معرفتتون گیر منفعتتونه

*******************************.

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌تو حواس من بودی …از وقتی رفتی همه سراغت را از من میگیرند  و هی می پرسند حواست کجاست ؟

************************************

 شده از درد بخندی که نبارد اشکت         من دراین خنده ی پر درد مهارت دارم.................

 شده دلتنگ شوی چاره نیابی جز اشک!  من به این چاره بی چاره دچارم هر شب..

**********************************
 ای فلک گر من نمیزادی اجاقت کور بود ؟ من خودم راضی به خلقت نبودم زور بود .

من چو باشم یا نباشم کار دنیا لنگ نیست . من بمیرم یا بمانم هیچ کس دلتنگ نیست:)

******************************************
 باکیفیت ترین چیز تو زندگیمون، درد بود!!

******************************************
نسل امروز: از صبح متنفرند، ظهر ها بی حوصله  ، عصر ها خسته، و شب ها کوهی از غصه و دلتنگی هستند

************************************
 طبق قوانين فيزيك؛ دلتنگى از بين نميره، بلكه از پاييزى به پاييز ديگه منتقل ميشه :))

***********************************
 تا كه از جانب معشوقه نباشد كششي   كوشش عاشق بيچاره به جايي نرسد ...

*******************************
ما به دنیا اومدیم.   ولی دنیا به ما نیومد

عُمر من غارت شد و غارتگر از من دور شد
من صبوری کردم و غارتگرم مغرور شد . . .

*******************************
 اَگه راننده زِندِگیت نباشی..،
هَرجایی کِ عِشقِشون بکشه پیادَت میکُنن :)

*****************************
 تو دوستانت را از دست نمیدی!
تو فقط دشمنای مخفی خودت را از دست میدی.
دوستای واقعی هیچ وقت گم نمیشن:)

**********************************

تکل خطرناک روی ما زده اند و افتادیم رو زمین   اما داور بازی رو نگه نمیداره . . . انگار نه انگار 

********************************
 ما نمیگم مارو نفروش بفروش ولی گرون بفروش تا دست و بالت بازبشه!

****************************
 پیر شدن از جایی شروع میشه که شب ها به جای رویا پردازی برای آینده  با خاطرات گذشته به خواب بروی . . . 

*******************************
 امروزت رو زندگی کن، رویاهات بمونه برای فردا... 

*******************************
احترام میزارم به کسی که  خرم کنه
متنفرم از کسی که خر فرضم کنه

*******************************
نکند تاریکی مطلقی که مال خودمون باشه رو ترجیح بدهیم به نوری که به بقیه هم بتابد . . .

*******************************
خانواده‌های سختگیر  بهترین فرزندای دروغگو را تحویل جامعه میدن :) 

*******************************
 گذشته مثلِ باتلاق ميمونه  اگه زيادی بهش نزديك بشی  تورو ميكِشه داخلش و نابودت ميكنه ...

************************************
 هر تجربه ی تلخی که تو زندگی داریم زیرش امضای آدماییه که دوستشون داریم . . .

**********************************
من بی تو پریشان و تو انگار نه انگار . . .

**************************
 انقدر مشکلات زیاد شده گاهی حس میکنم  شاید مشکل اصلی منم که وجود دارم 
********************************
 بعضیا فکر میکنند افسردگی یعنی غمگین بودن در صئرتی که  افسردگی یعنی نداشتنِ شورِ زندگی غم فقط بخش کوچیکی از افسردگیه...!

***************************************
 ‌ ‌پیدا کردن نقطه  ضعف های دیگران  هوش می‌خواهد ؛
اما سوء استفاده نکردن از آن  شعور میخواهد. . . 

*****************************************

قوی اونیه که میتونه صبح لبخند بزنه انگار نه انگار که دیشب گریه کرده...!

**************************************

تنهایی سکانسِ آخر  تمام عاشقانه هاست...!

***********************************
‏آدم ها چه دیر می فهمند تکرار ‏چیزهای خراب را درست نمی کند... 

*********************************
تاوان عشق را دل ما هرچه بود داد
چشم انتظار باش در این ماجرا تو نیز هم . . . 

*********************************

جسارت اجرایی کردن ایده هایت را داشته باش
وگرنه همیشه جهان پر بوده است از ترسوهای خوش فکر.!!

***************************************

شوق من چندین برابر می‌شود با دیدنت
وای من دیوانه ام  دیوانه ی خندیدنت...
********************************

خنده هات  مدرکه که  بهشت وجود داره

*********************************
 در رفاقت رسم ما جان دادن است   هر قدم را صد قدم پس دادن است

هرکه بر ما تب کند جان می دهیم    ناز او را هرچه باشد می خریم
************************************************
از زمانی که تو وارد زندگی ام شدی  هر چیزی برایم تازگی دارد
 تو دلیل شادی من در زندگی هستی  کلمات زیادی برای نشان دادن احساسم به تو ندارم مگر آن که بگویم ممنونم!

*********************************
من از میان واژه‌های زلال « دوستی » را برگزیده‌ام، برف‌ های تنهایی آب می‌ شوند   در صدای تابستانی یک دوست…
***************************************

چشم ها بی فایده اند وقتی ذهن نابینا باشد!

*************************************
توی دُنیایِ مَن کور بِ کَر میگِه خوشکِل💢

***********************************
جهنم خالی است،شیاطین همین جا روی زمین اند
********************************

آرزو میکنم  اگر گره‌ای در زندگی تان باشد؛
گره‌خوردنِ دست‌های دوست  در دستانتان باشد و بس ؛
*********************************************
دلـم عشـقی هـوس ڪرده   ڪہ با مـن هـم‌صـدا باشـد

بڪَویـم: جـان و بـا نـازش بڪَویـد: بی‌بـلا باشد

 ‌**********************************

(مـشكلات را روبروی خودت نچـين كه ديوار بـشن زيـر پات بچـين كه براي تو پــله بشن)✋🏻♥️

هیچوقت نگذار دلتنگی بجای تو تصمیم بگیره!
****************************************
‏بعد از به آغوش کشیدن تو بود ‏که من فهمیدم  میشود روی زمین بود و  ‏ابر ها را بوسید..♥

‌‌‌********************************************

 ادم به ادم میرسد ما کوه بودیم

ما شعله‌های سرکش اندوه بودیم

******************************
من بی تو پریشان و تو انگار نه انگار . . .
*********************************

مگه . . . از این زندگی . . . چی می خوایم . . . ؟!
جز این که دستمون . . . به یک کار بند باشه  دلمونم به یه آدم . . . ؟!

***********************************************                                           
زندگی عادلانه نیست، به همین خاطر باید برای چیزهایی که میخواهیم بجنگیم...
*******************************************************

وقتیح آدما از خاک ساخته شدטּ ،
طبیعیح که کِرم داشته باشـטּ😹🇲🇹

*****************************

بعضیام تو سرشون هيچی نيست، تو دلشونم هيچی نيست،  همه چی تو ذات خرابشونه!!
**********************************************************

 من ناراحت نیستم فقط دلیل خوشحالیمو گم کردم💔
************************************

 یک عمر به در گفتم و دیوار نفهمید : )
******************************

از درون فرو ریخته ام کاش بنا کند کسی مرا
************************************
وقتی بودنــــت مــرا به وَجـــــد نمی آورد ،  نبـــودنت نیز مـرا رنـــــــج نخواهد داد !٠
************************************************

صدقه دادن هیچ کمکی به فقرا نمی کند؛  ما اینکار را فقط برای آرام کردن وجدان خود انجام میدهیم،
فقرا محتاج عدالت اند نه صدقه ...
**************************************

سرتو بالا بگیر، خدا سخت ترین نبرداشو به قوی ترین سربازاش میده
********************************************

من مسئول حرفایی هستم که می زنم
نه چیزایی که تو برداشت می کنی!