رباعی دوبیتی معاصر / با یاد علی دوباره برمی خیزی
جشن است وفراوانی نقل و شکلات
بشقاب پر از مسقطی و آبنبات
شیرینترازاین همه همین یک جمله است
بر حضرت مصطفی محمد صلوات
**************************
تو ماهی و از نور و صفا لبریزی
دریایی و در کام عطش می ریزی
دستان تو، هر روز اگر قطع شوند
با نام علی ( ع )، دوباره برمی خیزی
*******************************
می خواست که مشک آب بردارد که...
از خیمه، کمی عذاب بردارد که...
چون صبح، در آن ظهر به مکر آلوده
از چهره ی شب، نقاب بردارد که...!
*****************************
خوبان به خدا جان مکرر دادند
این جان نپریده، جان دیگر دادند
آنروز، سر و پا و تنت، دست شدند
دستان تو، پای عشقشان، سر دادند !
+ نوشته شده در ۱۳۹۹/۱۱/۲۶ ساعت توسط م . پورابراهیم
|
اگر ایران بجز ویران سرا نیست