با تو از خاطره ها سرشارم.جشن نوروز تو را کم دارم . سال تحویل دلم می گیرد با تو تا اخر خط بیدارم . .

 

با تو از خاطره ها سرشارم.جشن نوروز تو را کم دارم

سال تحویل دلم می گیرد با تو تا اخر خط بیدارم . . .

ادامه نوشته

شعر سنگ قبر جوان : قصه مرگ تورا ناگه شنیدن زود بود / درعزایت جامه اندر تن دریدن زود بود

 

بنابر احترام بر بزرگان و ابا و اجداد خانوادگی به زیارت اهل قبور رفتیم

قبل از رفتن احساس خوبی نداشتم اما هنگام برگشت  از خودم رضایت داشتم که این فرصت را با بهانه جویی های توجیه گرانه از دست نداده ام

منظره اندوهناکی که دقایقی طولانی  ذهنم را به خود مشغول کرد  مادر میانسالی بود که بر سر یکی از قبور نشسته و  در خود فرو رفته بود در حالیکه عکس جوان مرحوم مقابلش قرار داشت و شعر کوتاهی جلب توجه میکرد

قصه مرگ تورا ناگه شنیدن زود بود

درعزایت جامه اندر تن دریدن زود بود

آخر ای جان پسر ای میوه جانم  "رضا "

در دیار جاودان منزل گزیدن زود بود