خدا چه رنگیه؟؟؟؟؟
مامان می خوام یه سوال بپرسم.
زن کتاب را بست . آن را روی میز گذاشت و گفت: بپرس عزیزم.
- مامان خدا زرده؟
زن با تعجب پرسید: چطور؟
آخه امروز نسرین سر کلاس می گفت خدا زرده.
- خوب تو بهش چی گفتی؟
- بهش گفتم خدا زرد نیستُ سفیده.
سپس ادامه داد: مامان خدا سفیده مگه نه؟
زن چشمانش را بست و سعی کرد آنچه دخترک پرسیده بود در ذهنش مجسم کند. اما هجوم رنگ های مختلف به او اجازه نمی داد. چشم هایش را باز کرد و گفت: نمی دونم دخترم. تو چطور فهمیدی سفیده؟
- آخه هر وقت تو سیاهی به خدا فکر می کنم یه نقطه ی سفید پیدا می شه.
- آخه هر وقت تو سیاهی به خدا فکر می کنم یه نقطه ی سفید پیدا می شه.
- آخه هر وقت تو سیاهی به خدا فکر می کنم یه نقطه ی سفید پیدا می شه.
+ نوشته شده در ۱۳۸۷/۱۰/۰۹ ساعت توسط م . پورابراهیم
|
اگر ایران بجز ویران سرا نیست