قالب وبلاگ
دخترک
تشنگی خاص‌ترین لذت دنیاست رفیق! 
 

بنابر احترام بر بزرگان و ابا و اجداد خانوادگی به زیارت اهل قبور رفتیم

قبل از رفتن احساس خوبی نداشتم اما هنگام برگشت  از خودم رضایت داشتم که این فرصت را با بهانه جویی های توجیه گرانه از دست نداده ام

منظره اندوهناکی که دقایقی طولانی  ذهنم را به خود مشغول کرد  مادر میانسالی بود که بر سر یکی از قبور نشسته و  در خود فرو رفته بود در حالیکه عکس جوان مرحوم مقابلش قرار داشت و شعر کوتاهی جلب توجه میکرد

قصه مرگ تورا ناگه شنیدن زود بود

درعزایت جامه اندر تن دریدن زود بود

آخر ای جان پسر ای میوه جانم  "رضا "

در دیار جاودان منزل گزیدن زود بود

[ 90/12/04 ] [ ] [ هر کس به اسمی صدا زند مرا ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

اگر ایران بجز ویران سرا نیست
من این ویران سرا را دوست دارم

تمـام عــالـم از ان شـمـا بـاد
من این یک تکه جا را دوست دارم

من این اب و هوا را دوست دارم

//////////////////////////////
می خواهمت چنان که شب خسته خواب را
///////////////////////////////////////////

از کودکی همیشه این سوال برایم مطرح بود که :
چرا قطار تا وقتی ایستاده است کسی به او سنگ نمی زند...
اما وقتی قطار به راه افتاد سنگباران می شود...
این معما برایم بود تا وقتی که بزرگ شدم و وارد اجتماع شدم
دیدم این‏ قانون کلی زندگی ما ایرانیان است که
هر کسی و هر چیزی تا وقتی که ساکن‏ است مورد احترام است.
تا ساکت است مورد تعظیم و تبجیل است
اما همینکه به راه افتاد و یک قدم برداشت نه تنها کسی کمکش نمی‏کند ،
بلکه‏ سنگ است که بطرف او پرتاب می‏شود
و این نشانه یک جامعه مرده است
ولی یک جامعه زنده باید برای کسانی احترام قائل باشد که :
متکلم هستند نه‏ ساکت ، متحرکند نه ساکن ، باخبرترند نه بی‏خبرتر .
مرتضي مطهری
/////////////////////////////////

وقتی که لبت برابرم واقع شد

دیدی که لبم به بوسه ای قانع شد

قانون اساسی دلم گفت ببوس

شورای نگهبان لبم مانع شد
//////////////////////////////////////
آیین عشق بازی دنیا عوض شده ست
یوسف عوض شده ست زلیخا عوض شده ست
سر همچنان به سجده فرو برده ام ولی
در عشق سالهاست که فتوا عوض شده ست
خو کن به قایقت که به ساحل نمیرسی
خوکن که جای قایق و دریا عوض شده ست
آن با وفا کبوتر جلدی که پر کشید
اکنون به خانه آمده اما عوض شده ست
حق داشتی مرا نشناسی به هر طریق
من همچنان همانم و دنیا عوض شده ست
//////////////////////////////////
بيزارم از تمام رفيقان نارفيق/
اينها چقدر فاصله دارند،تا رفيق!

من را به ابتذال نبودن كشانده اند/
روح مرا به مسند پوچي كشانده اند

تا این برادران ریا کار زنده‌اند /
این گرگ ‌سیرتان جفاکار زنده‌اند

یعقوب درد می‌کشد و کور می‌شود /
یوسف همیشه وصله‌ي ناجور می‌شود

اینجا نقاب شیر به کفتار می‌زنند /
منصور را هر آینه بر دار می‌زنند

اینجا کسی برای کسی کس نمی‌شود /
حتی عقاب در خور کرکس نمی‌شود

جایی که سهم مرگ جز تازیانه نیست /
حق با تو بود ماندمان عاقلانه نیست

ما می‌رویم چون دلمان جای دیگر است /
ما می‌رویم هر که بماند مخیر است

ما می‌رویم گر چه ز الطاف دوستان /
بر جای‌جای پیکرمان زخم خنجر است

دل خوش نمی‌کنیم به عثمان و مذهبش /
در دین ما ملاک مسلمان ابوذر است

ما می‌رویم مقصدمان نامشخص است /
هر جا رویم بی‌شک از این شهر بهتر است

از سادگی‌ست گر به کسی تکیه کرده‌ایم /
اینجا که گرک با سگِ گله برادر است

ما می‌رویم ماندن با درد فاجعه است /
در عرف ما نشستن یک مرد فاجعه است

دیری است رفته‌اند امیران قافله /
ما مانده‌ایم و قافله، پیران قافله

آن‌جا که گرچه باب من و پای لنگ نیست /
باید شتاب کرد مجال درنگ نیست


......................
یک شاخه گل سفید
تقدیم تو باد

رقصیدن پروانه ی امید
تقدیم تو باد

تنها دل ساده ای است
سرمایه ما

آن هم ز صمیم قلب
تقدیم تو باد

--------------------------

برای انسانهای بزرگ راهی بسته وجود ندارد چون

یا راهی خواهند یافت یاراهی خواهند ساخت!
........................
اگه درها همه بسته است
تو به آسمون نگاه کن
اونجا یک پنجره بازه
تو فقط خدا خدا کن
//////////////////////////

کوچکترید از آنکه مرا زیر و رو کنید
حتی اگر هر آنچه که دارید رو کنید

کوچکترید ازآن که بدانید من کی ام
از کوهها نام مرا پرس وجو کنید

ای بادهای سرد مخالف ! منم درخت
باید که ریشه های مرا جستجو کنید

ای بادهای سرد مخالف ! من ایستاده ام
این سینه ام که خنجرتان را فرو کنید

من ریشه در شقایق پرخون ، نشانده ام
گلهای سرخ باغ مرا خوب ، بو کنید

برمن مباد ؛ تیغ شما زخمی ام کند
شاید به خواب ، مرگ مرا آرزو کنید
امکانات وب